می رقصیدیم!در گذشته های دور...
و از برای آن هزار بهانه داشتیم..ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ذوق میکردیم و شاد میشدیم و ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ ومیرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...میخواستیم دفع بلا کنیم،جشنﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢودرمراسم جشن وشادیمان خواسته هایمان
برچسب: سپاسگزاری, نویسنده: غزل صالحپور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:43
برچسب: خندید, نویسنده: غزل صالحپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:26